أبو علي سينا
مقدمه 26
رساله نفس ( فارسى )
اين احوال شخصيت واحدى هستيم و تمام اين حالات صادر از آن شخصيت واحد است . علت اينكه اين حالات متباين و مختلف با هم در جنگ و ستيز نيستند ، آنست كه همه تابع يك قوه بزرگى هستند و گر نه حالات نفس با هم در جدال بوده و نظام آنها مختل مىگرديد . نفس در مقابل اين احوال و آثار بمثابهء حس مشترك در مقابل محسوسات مختلف است و كار اين هر دو ، ايجاد و برقرارى نظم و ترتيب مىباشد ؛ چنان كه شيخ در شفا گويد : « انه يجب ان يكون لهذه القوى رباط يجمع كلها و يجتمع اليه و يكون نسبته الى هذه القوى نسبة الحسّ المشترك الى الحواس التي هى الرواضع » « 1 » . نتيجهاى كه ازين برهان بدست مىآيد ، اين است كه وحدت آثار و اعمال نفس ، كاشف از وجود مبدأ و اصلى است كه اين آثار همه ناشى از آنست . بنا بر اين تا نفسى وجود نداشته باشد آثار مزبور نمىتوانند موجود شوند و چون وجود اين آثار بر همه معلوم است ، حقيقت اصل و مبدأ آنها نيز بايد مورد تصديق و قبول واقع شود « 2 » . اين برهان شيخ شبيه همان نظريهايست كه امروز روانشناسان و فلاسفهء مذهب روحى براى اثبات عقايد خود بدان استناد مىجويند و به نظريهء وحدت آثار نفسى و روحى Untie des Faits psychiques شهرت يافته است .
--> ( 1 ) - ابن سينا ، شفا ، ج 1 ، ص 362 . ( 2 ) - راجع به اين برهان در ميان كتب فلاسفهء اسلامى رجوع شود : امام فخر رازى ، محصل ص 162 و ص 114 - مباحث المشرقيه ، ص 224 - ابو البركات بغدادى ، معتبر ، ج 2 ، ص 206 - قطب الدين شيرازى ، درة التاج ، ج ، 4 ، ص 70 - 71 .